تبليغاتX
عدالت آیین مهر ورزی یا علی
پرسش مهر 6 و عدالت محوری_اراده در راه رسیدن به اسلامی دور از تحجر
                               نوروزتان مبارك

   برگزاری مراسم نوروز در زير آب  

                          اينه................                        

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 18:48  توسط محمد رحیمی | 

طرح جدی «مظلومیت یهود» از مهمترین سیاستگذاری های فرهنگی و هنری امروز در تمدن جهودزده غرب است. همان گونه که مسلمانان در طول تاریخ ، شهیدان مظلوم خود را دارند و از حماسه آفرینی های عظیم ایشان نیرو می گیرند ، یهودیان نیز برای خود «هولوکاست» - یعنی ماجرای کذب قتل عام 6میلیون یهودی در اتاقهای گاز و سوزاندنشان در کوره های آدم سوزی - را ساخته اند! کارکرد هولوکاست به جهات سیاسی و فرهنگی شبیه سازی شده ای این چنین است ، با این تفاوت اساسی که هولوکاست آن گونه که یهودیان صهیونیستی چون اسپیلبرگ در فیلم «فهرست شیندلر» روایت می کند ، یکسره دروغین و تحریف شده است. صهیونیسم جهانی برای تثبیت هولوکاست ، اهمیت سیاسی فوق العاده ای قائل است و دقیقا از همین رو تنها نویسندگانی برنده نوبل می شوند که اراداتی خالصانه و صادقانه نسبت به صهیونیسم و ماجرای دروغین قتل عام 6میلیون یهودی ابراز داشته باشند. جایزه ادبی نوبل 2002میلادی ، به یک یهودی مجارستانی به نام «ایمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابی از واقعیت یهودکشی نازیسم پرداخته است.

          شهر ما خانه ما                           



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 22:41  توسط محمد رحیمی | 

این امر که هیتلر ضد یهود بود و آنان را آواره ساخت یک دروغ  محض  است که یهودیان تحت عنوان  عقده  هلو  کاست Holocaust (ادم سوزی های هیتلر ) آن را پخش کردند تا توجه مردم را بسوی  خود  جلب  نمایند  و عوامل  آلمان و سایر سرزمین ها را گناهکار معرفی کنند و از سوی دیگر اموال و سرمایه های ملل مختلف را  بسوی خود  بکشانند تاریخ نگاران درست  کردار  یهودیان  را به مبارزه طلبیدند که دلایل قانع کننده ای برای این شایعات بیاورند  اما آنان عاجز از  چنین امری  بودند همچنین "انجمن  بررسی تاریخ" در  لوس آنجلس  اعلان نمود که حاضر است مبلغ پنجاه هزار دلار به کسی تقدیم کند که بتواند با ارائه دلیل متقن اثبات  کند یهودیان در تنور های  گازی  هیتلر سوزانده شده اند  اما چنین کسی هرگز یافت نشد با وجود آنکه "ویلیس کارتو " پیگری  این امر را به عهده گرفت. و آنگاه  که  یهودیان  از  پراکندن  این  شایعات  طرفی  نبستند  و سودی  نصیب  آنان  نشد  این  مطلب  را  طرح  کردند  که  دشمنی با یهود از دشمنی  آلمان ها و سایرین با نژاد سامی ریشه میگیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 22:39  توسط محمد رحیمی | 
حسینی بیندیش

تنها و تنها یک چیز می توان گفت :

انّی حربٌ لمن حاربکم و سلمٌ لمن سالمکم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 22:38  توسط محمد رحیمی | 

                     
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:46  توسط محمد رحیمی | 
                                                                             

      

                                        

 

  ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب             اسلامی  ایران مبارکباد.                                   

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 23:35  توسط محمد رحیمی | 

 می گویند: حتما باید میان حکام و ملت ها شکاف و اختلاف ایجاد کرد تا حاکمان چون نابینایی که عصایش را گم کرده برای تثبیت قدرتش به ما پناه آورد.  

             می گویند:" شعارهای آزادی و مساوات و برادری سر می دهیم تا مردم فریب آن ها را بخورند و این شعارها را سردهند و ما نیز در پس پرده به اهداف خود برسیم.  

                                    


 

      می گویند: در ظاهر باید به خلاف باطن خود تظاهر کنیم و ظلم و ستم را تقبیح و فریاد آزادی سر دهیم و طغیان و سرکشی را محکوم کنیم.

          می گویند: حربه آزادی مردم را به

نبرد حتی با خدا و مقابله با سنت های الهی وا می دارد.

این حربه تنها وسیله ممکن

برای هدایت حکام این

ملت ها جهت اجرای برنامه

ها و سیاست های ما

می باشد.



                   

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 0:40  توسط محمد رحیمی | 

                              


                            

 آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

برشما مبارك باد 

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 22:42  توسط محمد رحیمی | 

در فقر و در غنا چشم ها زیبایند!
-با عینک توقع چشمانتان را نپوشانید-                      

 محبت را از چشم ها مگیرید
قلب ها را به چوبه عشق فلک نکنید
معصومیتمان را بیایید
بیایید که به درهمی نفروشیم!
و من از بودنم به دنیایی احساس غرور میکنم
غروری سرکش
غروری جاودان
غروری دوست داشتنی

...   ...   ... ... .......؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 18:51  توسط محمد رحیمی | 
       
قصه فقر و بي عدالتي تا كجاي تاريخ بايد ادامه داشته باشه؟ 

              فقر......فقر...... فقر............؟!؟!؟!؟!؟!؟! 


  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 18:40  توسط محمد رحیمی | 

در ايامي هستيم(بهمن ماه) كه جامعه ما حركتي اجتماعي را براي مطلوبهايش انجام داد. يكي از اين آرمانها عدالت اجتماعي بود . آيا اين هدف و مقصد خوب است؟ با هم گفتگوي خانواده اي را گوش دهيم :
مادر: بچه ها چندين هفته است گوشت نخورده اند . برنج هم نداريم . كفش جواد پاره شده است . صاحب خانه مي گويد پس اجاره ما چه شده است ؟
پدركه دردش در دل خودش است و از سختي اي كه به خانواده و فرزندانش مي گذرد آگاه است و رنج مي برد ،‌مي گويد: چه كنم زهرا. دست من به كارگري ساختمان بند بود ، كه آنهم كارش كساد شده ، چه ميتوانم بكنم ؟
مادر: بچه ها ، وقتي از مدرسه مي آيند، از لباس و كيف و وسايل دوستانشان مي گويند، از آنچه كه آنها در مدرسه مي خورند،‌پرتقال هاي درشت ،‌پسته ،‌بادام ...بچه ها مي گويند: مادر پس ما چي ؟ چرا ما نداريم ؟ سرما ، پاها و صورت و سينه مان را يخ و سرد مي كند و چشمهايمان آنچه را ميبيند كه از آن بهره اي نداريم .
پدر: اي خدا فرجي كن . درست مي شود انشاء الله ،‌درست مي شود. فقر بيشتر از اينکه بچه‌ها رو غمگين کنه، عصباني مي‌کنه
آيا عدالت اجتماعي بد است ؟‌آيا بد است كه مادري دلسوز ، رنج نداري ،‌از او برداشته شود ؟ آيا خوب نيست كه همنوعان ما نيز شكمي سير و جايي براي زيستن داشته باشند؟ آيا خوب نيست كه نگاهان معصوم و خواهان يك طفل كه چيزي را ديده و خواسته ،‌با جواب مثبت روبرو شود؟ ايا بد است كه مردي ، رنج نداري را بردوش نكشد و غم خانواده اش جگر او را خونين نسازد ؟ مطمئنم همه شما دوستان معتقديد كه عدالت اجتماعي و توزيع حيات بخش ثروت ، از ضروريات است. حركت اجتماعي ما يكي از اركانش همين مهم بود . علاوه برآنكه اهداف ارزنده ديگري نيز از پايه هاي آن بود. تا چه حد به اهداف حركتمان رسيده ايم؟ آيا مي توان هدفهاي ارزشمند و خوب را همچون عدالت اجتماعي ناديده گرفت و به آن بي اعتنا بود؟ چه بايد بكنيم تا به اين مقصد با ارزش برسيم و رو به رشد رويم؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 16:2  توسط محمد رحیمی | 

بررسی کتاب «مبانی معرفت شناسی نظریه عدالت اجتماعی»، سید علیرضا حسینی بهشتی، بقعه: 1378.

این کتاب در 48 صفحه و دو بخش تدوین شده است. البته کتاب فاقد فهرست یا فصل بندی می باشد. در فصل نخست، صورت مساله عدالت بحث شده است و به موضوعاتی همچون گستره عدالت اجتماعی، مفاهیم عدالت اجتماعی، منزلت ان و معیارهایی که بر اساس ان عدالت را می خواهیم برپا کنیم می پردازد.

در بخش دوم، مبانی معرفت شناسی عدالت و بررسی نظریات مطرح در میان فلاسفه سیاسی غرب در خصوص عدالت اجتماعی می آید.

                                  عدالت زیباست

مفهوم عدالت

پرسش مطرح این است که عدالت اجتماعی و جامعه مبتنی بر عدالت اجتماعی را چگونه تعریف کنیم؟ از نظر نویسنده، غالب پاسخ ها حول محور اعتدال، برابری فرصت ها، حقوق افراد و امکانات خواهد بود.دیدگاه های مارکسیستی و سوسیالیستی بر برابر بودن شرایط زندگی افراد که توزیع مجدد ثروت را می طلبد تاکید می کنند.

برخی همچون رونالد دورکین، بر حقوق برابر افراد اصرار دارند؛ جان رالز، برابری فرصت ها را مطرح می کند؛ دیوید میلر از نظریه استحقاق دفاع می کند و... .

حوزه های عدالت اجتماعی:

نویسنده به حوزه های اقتصاد، سیاست و فرهنگ اشاره می کند. در بعد اقتصادی، اختلاف نظر های زیادی وجود دارد؛ آیا باید ثروت ها جمع شود و دوباره توزیع گردد و یا باید فرصته ای برابر وجود داشته باشد؟ آیا به هر کس باید مطابق توانش داد یا استحقاق مطرح است؟ آیا باید همه چیز دولتی باشد یا بخش خصوصی عدالت بیشتری را تامین می کند؟

در حوزه سیاست، چه برخوردی باید با اقلیت های مذهبی و قومی داشت؟ گستره آزادی آنها تا کجاست؟ سپس نویسنده ما را به تاریخ فلسفه مدونی که بدستمان رسیده است ارجاع می دهد و اینکه در فرهنگ های مختلف، باورهای متفاوتی در این زمینه وجود دارد. در فرهنگ یونان، بحث بر سر نوع فضایل بوده است. مثلا افلاطون چهار فضیلت خردمندی، شجاعت، اعتدال و میانه روی را معرفی می کند و عدالت را نوعی ارتباط هماهنگ و شکیل میان فضایل فوق می داند. انسان مدرن در دوره های پس از افلاطون، جهان بینی و معرفت شناسی متفاوتی پیدا کرد و دید متمایزی نسبت به جامعه و جایگاه فضیلت ها پیدا نمود.

معیار یا معیارهای عدالت

برخی قائل به گروهی از معیار ها هستند و برخی یک معیار را شرط می دانند. از جمله افرادی که به معیار های عدالت توجه کرده است، جان رالز است. که دو اصل آزادی و برابری فرصت ها را به عنوان اصول عدالت اجتماعی در نظر گرفته است. مطابق اصل اول، هرکس باید از حقی برابر مطابق با گسترده ترین نظام کلی آزادی های اساسی که با نظامی مشابه از آزادی ها برای همه سازگار باشد، برخوردار شود. و طبق اصل دوم، نابرابری های اجتماعی باید بگونه ای تنظیم شود که بیشترین منفعت را برای کم بهره ترین افراد در بر داشته باشد و مناصب و مشاغل، تحت شرایط مناسب و متناسب با نظام فرصت های برابر در دسترس همگان باشد. به باور رالز، از طریق یک قرارداد اجتماعی ضمنی می توان با تکیه بر این دو اصل، جامعه ای عادل ایجاد نمود. در واقع رالز، رویه قرار اجتماعی را برای اثبات اصول خود بکار می برد. او وضعیتی اولیه را که در آن جهل نسبت به وضعیت خود پس از ورود به اجتماع وجود دارد، طراحی می کند تا نظریه اش به لحاظ معرفت شناختی پذیرفتنی و عام و جهانشمول باشد. پیش فرض های او عبارتند از اینکه اولا در تصمیم گیری های عمومی در عرصه سیاست و اجتماع به عقل عمومی و عقلانیت جمعی تکیه شود و دوما، انسان ها با استفاده از اصل نا کجا و جهل به وضعیت خود، می توانند به اصول عام دست یابند.

شخص دیگری که به معیار عدالت توجه نموده است، مایکل والزر است. که در 1983، نظریه ای به نام قلمروهای عدالت ارائه نمود. به نظر او اصول واحد و مشترکی برای عدالت وجود ندارد بلکه در هر قلمرو مانند قلمروهای قدرت، شان و منزلت،  خانواده، آموزش و پرورش و غیره، اصول و معیارهای خاصی حاکم است که در قلمروهای دیگر نیست. فهم مشترک ما از خیر اجتماعی در هر قلمرو، تعیین کننده حدود و ثغور آن است.از این دیدگاه، ملاک ها و معیار ها، وابسته به فرهنگ خاص هستند نه عام و جهانشمول. لذل شعار والزر عبارت است از: عدالت، اینجا و حالا.

جایگاه مفهوم برابری در نظریات عدالت اجتماعی نیز بحثی قابل توجه است که بایستی بدان توجه نمود.و نسبت ان را با ازادی دریافت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 20:21  توسط محمد رحیمی | 

 

 احمدی‌نژاد: چشم‌ها را باید شست                       

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور تصریح کرد: هنر را در خدمت عدالت و مهرورزی، خدا پرستی و انسان دوستی در آوردن، هنر بزرگتری است که مردان و زنان باطن بین و طبع‌ها‌ی لطیف تری می‏طلبد. شما را به زیبایی سوگند می‏دهم که برای چنین هنری، هرچه هنر دارید به خرج دهید و حق هنرمندی خود را که امانت خداوند در نزد شماست ادا کنید.
  به گزارش خبرگزاری مهر، در پیام رییس جمهور به همایش زیبایی شناسی دینی چنین آمده است: همه حکیمان الهی که در باب هنر
و زیبایی شناسی اندیشیده و نظریه داده اند، چه آنان که مفهوم زشتی و زیبایی را به مفهوم خیر و شر ارجاع داده و چه کسانی که اساسا منکر وجود زشتی شده اند و گفته اند نگاه از زاویه غلط به یک شیء یا پدیده است که آن را زشت به نظر ما می‏رساند و زشتی در نگاه ما نیست، پس چشم‌ها‌ را باید شست.

هر دو گروه در یک نقطه به تفاهم رسیده اند که با حذف حقیقت، فضیلت و عدالت، از عرصه زندگی و جهان بینی انسان، از زیبایی نیاز به جز لفظی مبهم و کشدار باقی نخواهد ماند.

قطع ارتباط میان حقیقت و زیبایی همه تناسب‌ها‌، هماهنگی‌ها‌ و اندازه‌ها‌ را در هم می‏ریزد و از طرفی در تاریخ هنر انسانی نیز هرگاه هنر به ابزاری علیه عدالت و فضیلت فروکاسته شد؛ درخشش و جاذبه و شکوه خود را از دست داد و هم بدین سبب بوده است که هنرمندان که به هنر خیانت کرده و زرخرید این و آن شدند و گوهر استعداد خود را به پای سفلگان ریختند، بتدریج با مفهوم زیبایی، بیگانه شدند و در تصنع و تکلف فرو غلتیدند و هنر ماندگاری از خود به جای نگذاشتند.

اگر حکیمان الهی، هرچه عمیق تر شدن درک زیبایی شناختی را منوط به تهذیب نفس و تلطیف روح می‏کردند، جز از آن جهت نبوده است که برای رسیدن به منابع هنر و نیل به مقام استحقاق درک زیبایی‌ها‌، هنرمند باید با حقیقت، فضیلت و عدالت بیعت کند و نمی‏تواند راهش را از این مسیر کج کرده و بی تفاوت بگذرد.

اگر جمال حقیقی و منشاء همه زیبایی‌ها‌، خداوند است پس چگونه می‏توان پشت به خداوند ایستاد و زیبایی آفرید و اگر نمی‏توان زیبایی را از فضیلت خواهی و عدالت طلبی تفکیک کرد، پس چگونه می‏توان پشت به مردم ایستاد و هنر آفرید؟

زیبایی شناسی و هنر، دو سر دارد؛ یک سر آن مخاطبان هنر یعنی مردمند.

اگر از مردم و از انسان سخن به میان آمد و اگر از نسبت هنر و زیبایی شناسی با عدالت و فضیلت سخن گفتیم، خوب است که اضافه کنیم گرچه از لحاظ تکنیک، جز به زیبایی مقید نمی‏تواند باشد، اما از لحاظ تاثیر انسانی و اجتماعی اش، نمی‏توان ارتباط زیبایی شناسی را با انسان شناسی و مردم شناسی قطع کرد؛ زیرا هنر، تنها یک وسیله نیست که هدف آن التذاذ شخصی هنرمند باشد، بلکه در عین حال، یک دعوت نیز هست.

دعوت به زیبایی و حقیقت یا فضیلتی که منشاء آن زیبایی است و اگر از هنر متعهد، هنر دینی و هنر اخلاقی یا هنر انقلابی سخن می‏رود، نه به مفهوم نفی تکنیک زیبایی شناسانه هنر و در جهت خشکاندن چشمه خلاقیت هنرمند، بلکه در جهت انسانی تر کردن هنر و نقب زدن به منشاء همه زیبایی‌ها‌ و متصل شدن دوباره به حقیقت، فضیلت و عدالت است.

اینک با تشکر از برگزار کنندگان این نشست و اندیشمندان و هنرمندان عزیزی که گردهم آمده اند تا در باب زیبایی و هنر بزرگ درک زیبایی با یکدیگر تبادل نظر کنند، از آن برادران و خواهران محترم می‏خواهد که در باب نسبت هنر و عدالت اجتماعی و نسبت هنر با مهرورزی و انسان دوستی بیندیشند و اظهارنظر کنند.

اگر گفتیم هنرمندی که پشت به خداوند بایستد، هنرش نمی‏تواند ملکوتی و حیات بخش و عمیقا موثر باشد، اینک اضافه می‏کنیم که هنرمند پشت به مردم و بی تفاوت به حقوق و سرنوشت انان نیز، نمی‏تواند عمیقا زیبایی شناس باشد.

عرفان و هنر اگرچه اموری ذاتا غیر انتفاعی باشند، اما اگر پیامبران الهی که هنرمندترین‌ها‌ بودند و با منبع عشق و زیبایی در تماس مستقیم قرار داشتند، عشق به خداوند و جمال شناسی حقیقی را با عشق به مردم و گسترش زیبایی‌ها‌ در میان خلق مرتبط کردند، پس هیچ هنرمندی نمی‏تواند عاشق نباشد و نمی‏تواند عشق به مردم را با عشق به خداوند گره نزند.

هنر را در خدمت عدالت و مهرورزی، در خدمت خدا پرستی و انسان دوستی در آوردن خود هنر بزرگتری است که مردان و زنان باطن بین و طبع‌ها‌ی لطیف تری می‏طلبد.

شما را به زیبایی سوگند می‏دهم که برای چنین هنری، هرچه هنر دارید به خرج دهید و حق هنرمندی خود را که امانت خداوند در نزد شماست ادا کنید.

دست همه هنرمندان عاشق و خداپرستان مردم دوست و روندگان طریق مهرورزی و عدالت خواهی را می‏بوسم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 11:58  توسط محمد رحیمی | 
                                          

گلد کوئيست :بازار نامطمئن و بي عدالت

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 19:18  توسط محمد رحیمی | 

علي وار بودن در زندگي امروز ما
كجاي «عدالت محوري» قرار داريم؟

بك يا الله
بك يا الله
امشب بر تقدير ما چه خواهد رفت؟
امشب لوح و قلم آينده ما را چگونه رقم خواهند زد؟
خدايا!
اگر از روي لطف به من ننگري
اگر به فضل و بزرگواريت با من عمل نكني وا فريادا كه چه سرنوشتي در انتظارم خواهد بود.
يا لطيف!
ارحم عبدك الضعيف.
امشب سومين شب از شب هاي پرفضيلت قدر است، همان شبي كه در تمام سال شبي به خوبي و فضيلت آن نمي رسد و از هزار ماه بهتر و بالاتر است.
همچنان كه در سوره مباركه (قدر) و روايت هاي متعدد اسلامي آمده است، در شب هاي قدر تقدير امور سال نوشته مي شود و فرشتگان آسماني كه اعظم ملائكه هستند در اين چنين شبي به دستور پروردگار توانا به زمين فرود مي آيند و به خدمت حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه مشرف مي شوند و آنچه براي هر كس مقدر شده است را بر امام عصر (عج) عرض مي كنند و تقدير افراد مقدر مي شود.
مقارن شدن ايام پربركت (قدر) با شهادت مولا اميرالمومنين علي(ع) بهانه اي شد تا موضوع گزارش را به عدالت محوري و معيارهاي حكومت حضرت علي(ع) اختصاص دهيم. پرسش اساسي اين گزارش اين است كه ما با وجود آن كه در يك حكومت اسلامي آن هم با اكثريت تشيع زندگي مي كنيم، تا چه حد به فضايل مولا علي(ع) نزديك هستيم؟ و با چه راهكارهايي مي توانيم عدالت محوري، سخاوتمندي، تقوا، گذشت، مروت، جوانمردي و ديگر خصوصيات مولاي متقيان را در بطن و متن جامعه امروز ايران اسلامي و حتي جهان اسلام تقويت كنيم؟ جمله اي از حضرت علي(ع) معروف است كه فرمودند: «اگر دنيا را با آنچه در آن است به من بدهند تا دانه اي رااز دهان مورچه اي به ظلم بستانم قبول نخواهم كرد.» اينجاست كه مي توان گفت همه وجود حضرت علي(ع) عدالت خواهي و حق طلبي بود و در حقيقت شهادت آن حضرت به جرم حق گويي و روانداشتن هرگونه ظلمي بوده است. اشخاص بسياري هم كه از خيل ياران علي(ع) جدا شده و به جمع دشمنانش پيوستند، در واقع از عدالت علي(ع) فرار مي كردند، چرا كه مي ديدند مولا علي(ع) كسي نيست كه با ظلم ديگران دنياي خود و اطرافيانش را لذت بخش كند.
عدالت طلبي در حكومت حضرت علي(ع)
علي(ع) آرزو داشت كه در همه جاي مملكت اسلامي عدالت و حق حاكم باشد، از همين رو ارشاداتي كه به استانداران و نمايندگان خود مي كرد، درباره دوري از ظلم و اجراي عدالت بود. مثلا در زماني كه حضرت شنيد استاندار مصر عده اي از ثروتمندان را دعوت نموده و براي آنان سفره رنگيني انداخته است، خشمگين شده و نامه اي به «عثمان بن حنيف انصاري» استاندار مصر نوشت و ضمن يادآوري اين عمل او، متذكر شد كه اين كار خلاف آداب اسلام است و بايد بيشتر با مردم مستضعف و فقير رفت و آمد داشته باشد و از افراد طمع كار به حكومت فاصله بگيرد و سپس فرمود: اگر علي(ع) بخواهد مي تواند از عسل مصفا و نان مغز گندم و لباس حرير و غيره استفاده كند، ولي هيهات كه علي سير باشد، در حالي كه شايد در يك گوشه اي از حكومت اسلامي فردي سر گرسنه به بالين بگذارد.
خانم «فرشته اميري» دبير يكي از دبيرستان هاي تهران درباره عدالت محوري و ظلم ستيزي مولا علي(ع) و قياس آن بازمان حاضر مي گويد: «در روايت ها آمده است كه حضرت علي(ع) در هنگام ورود به شهري فرمودند: «من با همين لباس كهنه و با همين مركب وارد شهر شما شدم، اگر با چيزي بيش از اين از شهر شما بيرون رفتم، بدانيد كه در اموال خيانت كرده ام.» در حالي كه متاسفانه خيلي از فرصت طلبان با چنگ اندازي بر منابع ملي و عمومي، ثروت هاي هنگفتي را به دست آورده اند و آن چنان رفاه بر آنها خوش آمده كه حتي واژه (مستضعف) را هم فراموش كرده اند. همين چند وقت پيش ديديم كه دستگاه قضايي از پرداخت وام 200 ميليارد توماني و رشوه هاي 18 ميلياردي خبر داد. اين در حالي است كه بانك ها براي پرداخت يك وام دويست هزار توماني آن قدر مراجعين را در وادي بوروكراسي گرفتار مي كنند كه حقيقتا انسان از كرده خود پشيمان مي شود. چند ضامن معتبر، چك، سفته، گواهي حقوقي و... ازجمله خواسته هاي بانك ها براي وام هاي جزيي و معمولي است، اما همين بانك ها، مبالغ يك ميلياردي را به افرادي خاص، بدون تشريفات پرداخت مي كنند. دراين ميان تنها چيزي كه معني و مفهومي ندارد واژه «عدالت» است. به نظر من دولت، مجلس و دستگاه قضايي بايد نظارت و درايت كاملي بر انتصاب ها و نوع مديريت افراد در دستگاه هاي مختلف داشته باشند، همچنان كه مولاعلي(ع) در حكومت عدالت محور خود به تمام جوانب مديريت افراد توجه داشت.

 عدالت طلبي در جهان امروز
به ديدار «دكتر محمدرضا حيدري» پزشك و روانشناس مي روم و موضوع عدالت محوري در جامعه امروز را با ايشان درميان مي گذارم كه پاسخ هاي تكان دهنده اي به پرسش هايم مي دهد: «امروز- 24مهرماه- كه اين سؤال را از من مي پرسيد، درست روز جهاني غذاست و به نوعي روز همدردي با انسان هايي است كه از ابتدايي ترين حق و حقوق خود محرومند. با نگاهي به آمارهاي موجود در زمينه سوءتغذيه و بيماري هاي ناشي از آن كاملاً متوجه مي شويد كه جهان امروزي تا چه حد با «عدالت طلبي» فاصله دارد. سازمان برنامه جهاني غذا با انتشار آماري اعلام كرده كه گرسنگي بيشتر از جنگ در جهان قرباني مي گيرد و در هر ثانيه يك نفر در جهان براثر گرسنگي جان خود را ازدست مي دهد و حدود 842 ميليون نفر در سراسر جهان از گرسنگي رنج مي برند و با كمبود تغذيه مواجه هستند و 96درصد آنها از كمبود دريافت انرژي و يا به بيان ديگر از فقر مطلق رنج مي برند.»
دكتر حيدري با اشاره به آمارهاي موجود درمورد كشورمان مي گويد: «بانك جهاني در يك گزارش جامع به بررسي سوءتغذيه كودكان در 207كشور جهان پرداخته است كه نتايج آن نشان مي دهد كه ايران از لحاظ سوءتغذيه كودكان در رتبه 73 جهان قرار دارد يعني كودكان 134 كشور دنيا سوءتغذيه كمتري در مقايسه با كودكان ايراني دارند با اين حال در ماه مبارك رمضان قرار داريم و چه خوب است كه به فكر افراد بي بضاعت و فقير جامعه باشيم و با اقتدا به حضرت اميرالمؤمنين(ع) «علي وار» بودن را در زندگي فردي و اجتماعي به كار بگيريم، همچنان كه در روايت ها آمده است آن حضرت در نيمه هاي شب و بدون اينكه كسي او را بشناسد، به صورت پنهاني غذا به يتيمان و مستمندان مي رساند. ما هم بايد با الگو قرار دادن شخصيت بي نظير حضرت علي(ع) به فكر درماندگان باشيم، چه بسا افرادي كه حتي براي تهيه غذاي سحر و افطار خود با مشكل مالي روبه رو هستند.»
گفتگو با رئيس كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي
براي ديدار و گفتگو با «عبدالرضا مصري» رئيس كميسيون اجتماعي، به مجلس شوراي اسلامي مي روم تا ديدگاه هاي ايشان را درباره موضوع گزارش جويا شوم. رئيس كميسيون اجتماعي مجلس در اين گفتگو با اشاره به شخصيت ممتاز حضرت علي(ع) به معيارهاي عدالت در حكومت اسلامي و فاصله جامعه كنوني با عدالت عدل اسلامي مطالب قابل توجهي را بيان مي كند. «تا قبل از ظهور حضرت وليعصر امام زمان(عج) هيچ كس قادر به پياده كردن عدالت واقعي مدنظر حضرت علي(ع) نخواهد بود، چراكه تحمل عدالت مولا علي(ع) براي اكثر جوامع بشري كنوني مقدور نيست. حتي خيلي از انصار و ياران آن امام هم تحمل عدالت علي(ع) را نداشتند. افراد جامعه هم سعي مي كنند از عدالت، چيزي كه در ظرفيت و پذيرش جامعه است را پياده كنند و براساس پيمانه و توان قبول آن، عدالت رشد مي يابد.» عبدالرضا مصري نماينده مردم كرمانشاه در مجلس شوراي اسلامي در ادامه با اشاره به نوع پذيرش عدالت توسط مردم و دولت مي گويد: «زماني مردم عدالت پذير بودند، اما حكومت ها نبودند و در برهه هايي ديگر از زمان، حكومت ها عدالت پذير بودند، اما مردم پذيراي عدالت به معناي واقعي نبودند كه در طول تاريخ نمونه هاي فراواني از اين دو دسته وجود دارد. هر وقت عدالت پذيري حكومت ها با عدالت خواهي مردم به هم نزديك شدند، مي توان اميدوار بود كه به عدالت محوري نزديك شده ايم. مثلا در ابتداي انقلاب اسلامي بحث هاي خوبي حول محور عدالت طلبي صورت گرفت و مرام و مسلك علي وار زيستن به يك رسم پسنديده مبدل شده بود. از حضور داوطلبانه مردم و خصوصا جوانان در جبهه هاي حق عليه باطل گرفته تا توزيع ارزاق عمومي، مسكن، خوراك، پوشاك و... كه متأسفانه آن حال و هوا در بعد از جنگ در مسير درستي قرار نگرفت و جامعه كم كم از عدالت محوري ها و از خودگذشتگي هاي اول انقلاب فاصله گرفت.»
از رئيس كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي مي خواهم كه در اين زمينه بيشتر توضيح دهد، مي گويد: «به عنوان مثال در زمينه مسكن در دوران دفاع مقدس كارهاي خوبي براي مردم صورت گرفت. چون عشق به رعايت عدل و ايثار و كمك به همنوع و پرهيز از سوءاستفاده، رنگ و رونق ديگري داشت، اما الآن برخي سازمان هاي دولتي كه در حيطه مسكن، وظايفي دارند، زمين را با متري 5/1 تا 2 ميليون تومان مي فروشند، حال شما در اين زمينه آيا چيزي به نام عدالت، ايثار، ازخودگذشتگي و علي وار زيستن و... را مي بينيد؟
و يا مثلا در كشور ما بنزين ليتري حدود 300 تومان براي دولت هزينه دارد. يعني يارانه بنزين هر ليتري 220 تومان تمام مي شود، آنهم از خزانه دولت يا همان بيت المال. حال شخصي كه باك ماشين صدميليوني اش خالي است با مصرف 40 ليتر بنزين در روز معادل 8800 تومان از بيت المال جهت يارانه بنزين بهره مي برد. چرا؟ چون ماشين دارد، اما اگر كسي شكمي خالي داشت و فقير و بدبخت و گرسنه بود روزي 200 الي 300 تومان از مراكزي مثل كميته امداد و يا موسسات خيريه دريافت مي كند. حالا در اين زمينه به جز ظلم و شكاف طبقاتي و توجه بيشتر حاكميت به مرفهان، عدالتي را مي بينيد؟
اجازه دهيد مثال ساده ديگري را در همين رابطه عرض كنم، ما به آن آدم بدبخت، فلك زده اي كه براي شام شب، محتاج يك لقمه نان است كالا برگ هايي مي دهيم و همين كالابرگ را هم به آن آقاي كاخ نشين كه هم خودش ماشين دارد و هم پسر و دختر و همسرش و هم براي مستخدمشان يك پرايد خريده اند تا خريد خانه را انجام دهد. حال شما بگوئيد اين كجايش نزديك شدن به عدالت علي(ع) است و به راستي ما در كجاي عدالت محوري قرار داريم؟»
«مصري» نماينده كرمانشاه و رئيس كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي در ادامه همين بحث مي گويد: «ببينيد، نكات ظريف و حساسي در رعايت عدالت در جامعه وجود دارد كه تا آنها را اصلاح نكنيم، نمي توانيم خود را عدالت طلب بناميم. به نظر من با شرايطي كه وجود دارد، بازگشت به آن حال و هواي عدالت طلبي و عدالت پيشگي اوايل انقلاب لازم و ضروري است»

 

نقل از:روزنامه کیهان چهارشنبه 4 آبان 1384- 22 رمضان 1426- 26 اکتبر 2005- سال شصت و چهارم-شماره 18366
 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 18:27  توسط محمد رحیمی | 

اجراى احكام و اصول سياسى اسلام، هدف اصلى نظريه‏پردازى‏هاى سياسى است. تأملات نظرى درباره مفاهيمى چون عدالت، آزادى، برابرى، جامعه مدنى و ... هنگامى مورد قبول و مؤثر واقع مى‏شود كه با در نظر گرفتن شرايط اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى جامعه، زمينه‏هاى اجرا و عملى شدن بيشترى براى آنها فراهم شود. بى‏ترديد، هدف از توليد علم و نظريه‏پردازى در جامعه كنونى ايران، رفع مشكلات نظرى براى شفاف شدن مسير عمل است. پژوهش حاضر نيز به بيان شاخص‏ها و ابعاد عينى‏تر عدالت اجتماعى براى بالا بردن توان عملى و اجرايى آن در جامعه مى‏پردازد. وقتى تصوير ذهنى كارگزاران از عدالت اجتماعى شفاف‏تر گردد، مى‏توان به تحقق عدالت در جامعه اميدوار شد.

در اين پژوهش نخست به ابعاد، مؤلفه‏ها و شاخص‏هاى عدالت اجتماعى اشاره شده است و در ادامه، سازوكارهايى كه به تحقق اين ابعاد يارى مى‏رسانند، در سه بُعد سياسى، اقتصادى و فرهنگى مورد بررسى قرار گرفته‏اند. عدالت فردى و شخصى نيز به عنوان بُعدى مجزا در كنار سه بُعد فوق مطرح شده است، گر چه مى‏توان آن را در ذيل عدالت فرهنگى، سياسى و اقتصادى نيز بيان كرد.
در مورد عدالت اجتماعى پژوهش‏هاى بسيارى صورت گرفته و هر انديشمندى به اقتضاى بحث خود تعريفى از آن را ارايه داده است، با اين حال هر تعريف تنها گوشه‏اى از مفهوم عدالت را روشن مى‏كند. نگارنده با توجه به اين مسئله، سعى كرده به ابعادى از عدالت كه به نظر مى‏رسد در نيل به مفهومى روشن‏تر و كامل‏تر از عدالت يارى مى‏رساند، اشاره نمايد.

مفهوم و ابعاد عدالت اجتماعى‏

برابرى و مساوات‏

برابرى از مهم‏ترين ابعاد و بلكه اصلى‏ترين معناى عدالت است. معناى برابرى اين است كه همه افراد صرف نظر از مليت، جنس، نژاد و مذهب، در إزاى كار انجام شده از حق برابر به منظور استفاده از نعمت‏هاى مادى و معنوى موجود در جامعه برخوردار باشند.2 مبناى برابرى اين است كه: «انسان‏ها به حسب گوهر و ذات برابرند... و از اين نظر، دو گونه يا چند گونه آفريده نشده‏اند».3 يا به فرمايش رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله: «الناس كأسنان المشط؛4 مردم مثل دانه‏هاى شانه هستند». اما آيا برابرى ذاتى انسان‏ها سبب برابرى آنها در همه زمينه‏ها مى‏باشد؟ و آيا تفاوت استعدادها و شايستگى‏هاى افراد باعث نابرابرى آنها با سايرين نمى‏شود؟
ارسطو برابرى را در لحاظ نمودن افراد در برخوردارى از ثروت، قدرت و احترام مى‏داند و معتقد است بايد با هر كس مطابق با ويژگى‏هايش برخورد كرد.5 از طرف ديگر، عده‏اى برپايى مساوات عادلانه را در دادن ميزان آزادى، معقول مى‏دانند تا ميدان براى فعاليت كليه افراد فراهم گردد:
به موجب اين كه مقدار فعاليت‏ها و كوشش‏ها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مى‏آيد: يكى جلو مى‏افتد و يكى عقب مى‏ماند؛ يكى جلوتر مى‏رود و يكى عقب‏تر... به عبارتى، معناى مساوات اين است كه هيچ ملاحظه شخصى در كار نباشد.6
برابرى اجتماعى در سه عرصه سياسى، فرهنگى و اقتصادى نمود مى‏يابد. بسط و توضيح هر يك از اين موارد در قسمت‏هاى مربوط به عدالت سياسى، اقتصادى و فرهنگى بيان خواهد شد.

 قانون‏مندى‏

قانون مجموعه مقرراتى است كه براى استقرار نظم در جامعه وضع مى‏گردد. كارويژه اصلى قانون، تعيين شيوه‏هاى صحيح رفتار اجتماعى است و به اجبار از افراد مى‏خواهد مطابق قانون رفتار كنند. طبق اصول جامعه شناختى، فردى بهنجار تلقى مى‏شود كه طبق قوانين جامعه رفتار نمايد. اما آيا متابعت از هر قانونى سبب متصف شدن افراد به صفت عدالت مى‏گردد؟
در پاسخ بايد گفت كه هر قانونى توان چنين كارى را ندارد. قانون در صورتى تعادل‏بخش است كه خود عادلانه باشد و عادلانه بودن قانون به اين است كه منبع قانون، قانون گذاران و مجريان آن عادل باشند. تنها در چنين صورتى است كه قانون‏مندى افراد سبب عادل شدن آنها مى‏گردد. قانون علاوه بر عادلانه بودن بايد با اقبال عمومى مردم نيز مواجه شود كه البته وقتى مردم منبع قانون را قبول داشته باشند و به عدالت قانون‏گذاران و مجريان آن اعتماد يابند، قانون را مى‏پذيرند و به آن عمل مى‏كنند.
در جامعه دينى كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مى‏دهند، قانون حاكمْ قانون اسلام است، زيرا منبع آن را مردم پذيرفته‏اند، لذا قانون مى‏تواند امر و نهى كند و عمل به آن عادلانه است. به طور كلى، هماهنگى مستمر انسان با هنجارهاى اجتماعى و سنن و آداب منطقى جامعه، از مظاهر عدالت انسانى است و فرد را جامعه‏پسند و استاندارد معرفى مى‏كند.7 علامه محمدتقى جعفرى در اين مورد مى‏نويسد:
زندگى اجتماعى انسان‏ها داراى قوانين و مقرراتى است كه براى امكان‏پذير بودن آن زندگى و بهبود آن وضع شده‏اند، رفتار مطابق آن قوانين، عدالت و تخلف از آنها يا بى‏تفاوتى در برابر آنها، ظلم است.8

 اعطاى حقوق‏

منظور از حق، امتياز و نصيب بالقوه‏اى است كه براى شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن، او اجازه و اختيار ايجاد چيزى را دارد يا آثارى از عمل او رفع شده و يا اولويتى براى او در قبال ديگران در نظر گرفته شده است و به موجب اعتبار اين حق براى او، ديگران موظف‏اند اين شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذيرند.9
طبق تعريف مذكور، عدالت زمانى تحقق مى‏يابد كه به حقوق ديگران احترام گذاشته شود و اجازه و اختيار و يا تصرفى كه حق فرد است، به او داده شود و از تجاوز به حقوق فرد پرهيز گردد. حق در معناى ذكر شده به معناى آن چيزى است كه بايد باشد - چه تا به حال رعايت شده باشد و چه نشده باشد10 - نه به معناى آن چه كه هست.
هر چيزى در جامعه داراى حق است و تعادل اجتماع هنگامى ميسر مى‏گردد كه اين حقوق مراعات شود؛ براى مثال، يكى از بزرگ‏ترين حقوقى كه افراد بشر دارند، حق تعيين سرنوشت است، حال اگر به دلايلى اين حق از انسان سلب گردد به عدالت رفتار نشده است. براى اجراى خوب اين بُعد از عدالت اجتماعى، كارهايى بايد صورت گيرد: نخست، بايد حقوق، اولويت‏ها و آزادى‏هاى افراد معين و مشخص شود؛ دوم، جايگاه صحيح اين حقوق تعيين گردد و سوم، اين حقوق به درستى و از سوى افراد و مراجع ذى‏صلاح مراعات شود. همه افراد به شناخت حقوق متقابل خود با ديگران ملزم‏اند. سعادت و كمال هر انسانى در گرو شناخت و مراعات حقوقى است كه بر گردن اوست.

 توازن‏      

توازن با توزيع عادلانه ارتباط بسيارى دارد. البته نه تنها به اين معنا كه امكانات به طور شايسته و صحيح به افراد مستحق برسد، بلكه علاوه بر آن، امكانات به حد لازم و مورد نياز وجود داشته باشد. هر چيزى كه اجتماع لازم دارد، بايد به اندازه كافى موجود باشد.
نكته ديگر در بحث توازن، اين است كه امكانات به نحو صحيح در جامعه تقسيم گردد؛ براى مثال، در جامعه كارهاى فراوانى در بخش‏هاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى، قضايى و ... وجود دارد. اولاً: اين كارها بايد ميان افراد تقسيم شود و ثانياً: تقسيم كار بايد به اندازه كافى و ضرورى باشد و طبق نيازهاى هر بخش، بودجه و نيرو مصرف گردد. عدل به اين معنا، سبب دوام و بقا و تأمين عدالت در كل مجموعه مى‏شود،11 هم‏چنين از پيدايش شكاف طبقاتى و ايجاد طبقه مرفه و ثروتمند در سويى، و طبقات فقير و نيازمند در سوى ديگر جلوگيرى مى‏كند. توازن، مصلحت كل جامعه را تأمين مى‏كند و به اين مسئله توجه دارد كه توزيع نقش‏ها و امكاناتْ بخشى، مقطعى و محدود نباشد، بلكه همه جانبه بوده و كليه بخش‏ها و افراد را در بر گيرد.
ابعاد مذكور تصوير روشن‏ترى از عدالت را به ذهن متبادر مى‏سازد و در تعيين سازوكارهاى تحقق آن يارى مى‏رساند. در نتيجه‏گيرى از آنچه آمد مى‏توانيم برقرارى مساوات، توازن و روحيه اطاعت از قانون در اجتماع، به نحوى كه با مراعات حقوقِ تمامى شهروندان همراه باشد، را به عنوان تعريف عدالت اجتماعى پيشنهاد كنيم. مباحث مقاله حاضر بر اساس همين تعريف ارائه شده است.
برای مطالعه کامل مقاله حاضر اینجا را کلیک فرمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 18:53  توسط محمد رحیمی | 

 عدالت‌ موعود و يا به‌ بيان‌ ديگر عدالتي‌ كه‌ وعدة‌ تحقق‌ آن‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) داده‌ شده‌، از نظر دامنه‌، گستره‌ و ژرفا بي‌همتاست‌ و درست‌ به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ حكومت‌هاي‌ بشري‌ از ايجاد نظام‌ عادلانه‌اي‌ مشابه‌ آنچه‌ در عصر موعود، محقق‌ خواهد شد عاجزند.
  براي‌ درك‌ ابعاد و زواياي‌ مختلف‌ عدالت‌ مهدوي‌ در اين‌ مقاله‌ نگاهي‌ گذرا خواهيم‌ داشت‌ به‌ بخشي‌ از رواياتي‌ كه‌ به‌ توصيف‌ قيام‌ ظلم‌ ستيز و عدالت‌ گستر امام‌ مهدي‌(ع‌) پرداخته‌اند.

 1. دامنة‌ عدالت‌ موعود
  در فرهنگ‌ اسلامي‌، ظلم‌ معاني‌ و مصاديق‌ متعددي‌ دارد و در آيات‌ و روايات‌ اين‌ كلمه‌ به‌ سه‌ مفهوم‌ به‌ كار رفته‌ است‌: 1. ظلم‌ در معناي‌ كفر و شرك‌ نسبت‌ به‌ خدا 1 ؛ 2. ظلم‌ نسبت‌ به‌ خود (گناه‌ و عصيان‌) 2  و 3. ظلم‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ (ستم‌ و تجاوز) 3 . امام‌ علي‌(ع‌) در بياني‌ بسيار زيبا معاني‌ متعدد ظلم‌ را اينگونه‌ تبيين‌ كرده‌اند:
 ألا و إنّ الظلم‌ ثلاثة‌: فظلم‌ لايغفر، و ظلم‌ لايترك‌، و ظلم‌ مغفور لايطلب‌ فأمّا الظلم‌ الذي‌ لايغفر فالشرك‌ بالله، قال‌الله سبحانه‌: «إنّ الله لايغفر أن‌ يشرك‌ به‌» 4  و أمّا الظلم‌ الذي‌ يغفر فظلم‌ العبد نفسه‌ عند بعض‌ الهنات‌ و أمّا الظلم‌ الذي‌ لايترك‌ فظلم‌ العباد بعضهم‌ بعضاً.
 بدانيد كه‌ ستم‌ سه‌ گونه‌ است‌: ستمي‌ كه‌ هرگز آمرزيده‌ نشود و ستمي‌ كه‌ بازخواست‌ گردد و ستمي‌ كه‌ بخشوده‌ است‌ و بازخواست‌ نشود. امّا آن‌ ستمي‌ كه‌ هرگز آمرزيده‌ نشود، شرك‌ به‌ خداست‌. خداي‌ تعالي‌ گويد: «مسلّماً خدا، اين‌ را كه‌ به‌ او شرك‌ ورزيده‌ شود نمي‌بخشايد» و ستمي‌ كه‌ آمرزيده‌ شود ظلم‌ بنده‌ است‌ به‌ خود به‌ ارتكاب‌ برخي‌ كارهاي‌ ناشايست‌، و ستمي‌ كه‌ بازخواست‌ مي‌شود ظلم‌ كردن‌ مردم‌ بر يكديگر است‌. 5
  همچنانكه‌ «ظلم‌» مفاهيم‌ و مصاديق‌ متعددي‌ دارد، كلمة‌ مقابل‌ آن‌؛ يعني‌ «عدل‌» نيز از نظر معنا و مصداق‌ بسيار گسترده‌ است‌ و حوزة‌ وسيعي‌ را شامل‌ مي‌شود. به‌ بيان‌ ديگر براساس‌ آموزه‌هاي‌ دين‌ اسلام‌، عدالت‌ و عدالت‌گستري‌ تنها به‌ صحنة‌ حيات‌ اجتماعي‌ انسان‌ها و روابط‌ آنها با ديگران‌ محدود نمي‌شود، بلكه‌ حوزة‌ وسيعي‌ شامل‌ رابطة‌ انسان‌ با خدا، رابطة‌ انسان‌ با خود و رابطة‌ انسان‌ با ديگران‌ را دربر مي‌گيرد. از همين‌ روست‌ كه‌ مي‌بينيم‌ در روايات‌ اسلامي‌ هر زمان‌ كه‌ از ظلم‌ستيزي‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد، همة‌ مظاهر ظلم‌ مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد و بر اين‌ نكته‌ تأكيد مي‌شود كه‌ آن‌ حضرت‌ نه‌ تنها رسم‌ ستم‌ و تجاوز را در روابط‌ انسان‌ها با يكديگر برمي‌اندازد و اين‌ روابط‌ را بر محور عدالت‌ سامان‌ مي‌دهد، بلكه‌ با هرگونه‌ كژروي‌، كج‌انديشي‌ و انحراف‌ اخلاقي‌ و اعتقادي‌ نيز مبارزه‌ مي‌كند و رابطة‌ انسان‌ با خود و با خداي‌ خود را نيز به‌ عدالت‌ برمي‌گرداند.
  براي‌ روشن‌تر شدن‌ آنچه‌ گفته‌ شد به‌ بررسي‌ برخي‌ از روايت‌هايي‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ به‌ توصيف‌ ظلم‌ستيزي‌ و عدالت‌گستري‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) پرداخته‌اند تا مشخص‌ شود كه‌ در هر يك‌ از آنها كدام‌ معنا از ظلم‌ و كدام‌ مصداق‌ از عدالت‌ قصد شده‌ است‌:

 1-1. عدالت‌ در رابطة‌ انسان‌ با خدا
  در برخي‌ از روايات‌، به‌ معناي‌ نخست‌ ظلم‌؛ يعني‌ كفر و شرك‌، توجه‌ شده‌ و قيام‌ عدالت‌گستر امام‌ مهدي‌(ع‌) را به‌ عنوان‌ قيامي‌ كه‌ اين‌ نوع‌ از ظلم‌ را از صحنة‌ روزگار پاك‌ مي‌سازد، تفسير كرده‌اند كه‌ روايت‌ زير از ابوبصير از آن‌ جمله‌ است‌:
 سألت‌ أبا عبدالله عليه‌السلام‌ عن‌ قول‌ الله تعالي‌ في‌ كتابه‌: «هوالذي‌ أرسل‌ رسوله‌ بالهدي‌ و دين‌الحق‌ ّ  ليظهره‌ علي‌ الدين‌ كلّه‌ ولو كره‌ المشركون‌». 6
 از ابا عبدالله  ] امام‌ صادق‌ [  كه‌ درود بر او باد ـ در مورد اين‌ سخن‌ خداي‌ تعالي‌ در كتابش‌ پرسيدم‌:
 «او كسي‌ است‌ كه‌ پيامبرش‌ را با هدايت‌ و دين‌ درست‌ فرستاد تا آن‌ را بر هر چه‌ دين‌ است‌ پيروز گرداند، هر چند مشركان‌ خوش‌ نداشته‌ باشند».
  آن‌ حضرت‌ در پاسخ‌ فرمودند:
 والله ما أنزل‌ تاويلها بعد قلت‌: جعلت‌ فداك‌ و متي‌ ينزل‌؟ قال‌: حتي‌ يقوم‌ القائم‌ إن‌ شاء الله فإذا خرج‌ القائم‌ لم‌ يبق‌ كافر و مشرك‌ إلاّ كره‌ خروجه‌ حتي‌ لوكان‌ كافر أو مشرك‌ في‌ بطن‌ صخرة‌ لقالت‌ الصخرة‌ يا مؤمن‌ في‌ بطني‌ كافر أو مشرك‌ فاقتله‌ قال‌: فينحيّه‌ الله فيقتله‌. 7
 به‌ خدا سوگند، هنوز تأويل‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ نشده‌ است‌. گفتم‌: فدايت‌ شوم‌، پس‌ كي‌ نازل‌ مي‌شود؟ فرمود: زماني‌ كه‌ به‌ خواست‌ خدا قائم‌ به‌ پا خيزد. پس‌ هنگامي‌ كه‌ قائم‌ قيام‌ كند، هيچ‌ كافر و مشركي‌ نمي‌ماند مگر اينكه‌ از قيام‌ او ناخشنود است‌. حتي‌ اگر كافر يا مشركي‌ در دل‌ سنگي‌ باشد، آن‌ سنگ‌ ندا مي‌دهد كه‌: اي‌ مؤمن‌! كافر يا مشركي‌ در دل‌ من‌ است‌، او را بكش‌. فرمود: پس‌ خدا او را آشكار مي‌كند  ] و آن‌ مؤمن‌ [  او را مي‌كشد.
  در ذيل‌ آية‌ ياد شده‌ روايات‌ ديگري‌ نيز وارد شده‌ است‌ كه‌ همه‌ آنها دلالت‌ بر اين‌ دارند كه‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) جهان‌ از همة‌ مظاهر كفر و شرك‌ پيراسته‌ و دين‌ حق‌ بر سراسر گيتي‌ حاكم‌ مي‌شود. 8
  در تفسير علي‌ بن‌ ابراهيم‌ قمي‌، معروف‌ به‌  تفسير القمي‌،  نيز در تفسير اين‌ آيه‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
 إنّها نزلت‌ في‌القائم‌ من‌ ال‌ محمد عليهم‌السلام‌ و هو الاءمام‌ الذي‌ يظهره‌ الله علي‌ الدين‌ كلّه‌ فيملاء الارض‌ قسطاً و عدلاً كما ملئت‌ جوراً و ظلماً و هذا ممّا ذكرنا أنّ تأويله‌ بعد تنزيله‌. 9
 اين‌ آيه‌ در مورد قائم‌ از آل‌ محمد ـ كه‌ درود بر آنها باد ـ نازل‌ شده‌ است‌. او آن‌ پيشوايي‌ است‌ كه‌ خداوند او را بر همه‌ اديان‌ پيروز مي‌گرداند، و زمين‌ را از قسط‌ و عدل‌ پر مي‌سازد. همچنانكه‌  ] پيش‌ از آن‌ [  از جور و ستم‌ پر شده‌ بود. و اين‌ آيه‌ از جمله‌ مواردي‌ است‌ كه‌ گفتيم‌ تأويل‌ آن‌ پس‌ از تنزيلش‌ خواهد آمد.
  از ديگر رواياتي‌ كه‌ در آنها مصداق‌ اول‌ ظلم‌ ـ البته‌ در معنايي‌ وسيع‌تر كه‌ شامل‌ هرگونه‌ بدعت‌ و باطل‌ نيز مي‌شود ـ اراده‌ شده‌ است‌، روايتي‌ است‌ كه‌ از امام‌ باقر(ع‌) در تفسير اين‌ آية‌ شريفه‌ وارده‌ شده‌ است‌:
 الذين‌ إن‌ مكنّاهم‌ في‌الارض‌ أقاموا الصلوة‌ و اتوا الزكوة‌ و أمروا بالمعروف‌ و نهوا عن‌ المنكر و لله عاقبة‌الامور. 10
 همان‌ كسي‌ كه‌ چون‌ در زمين‌ به‌ آنان‌ توانايي‌ دهيم‌، نماز برپا مي‌دارند و زكات‌ مي‌دهند و به‌ كارهاي‌ پسنديده‌ وا مي‌دارند و از كارهاي‌ ناپسند باز مي‌دارند، فرجام‌ همة‌ كارها از آن‌ خداست‌.
  آن‌ حضرت‌ در تفسير آية‌ ياد شده‌ مي‌فرمايد:
 فهذه‌ لا´ل‌ محمد صلّي‌ الله عليهم‌ إلي‌ آخر الائمة‌ و المهديّ و أصحابه‌ يملّكهم‌ الله مشارق‌ الارض‌ و مغاربها و يظهر  ] به‌ [ الدين‌ و يميت‌ الله به‌ و بأصحابه‌ البدع‌ و الباطل‌ كما أمات‌ السّفهاء الحقّ حتّي‌ لايري‌ أين‌ الظلم‌ و يأمرون‌ بالمعروف‌ و ينهون‌ عن‌ المنكر. 11
 اين‌ آيه‌ دربارة‌ خاندان‌ محمد ـ كه‌ درود خداوند بر آنها باد ـ تا آخرين‌ امام‌  ] نازل‌ شده‌ [  است‌. خداوند مشرق‌ها و مغرب‌هاي‌ زمين‌ را در اختيار مهدي‌ و ياران‌ او قرار مي‌دهد و دين‌ را به‌ دست‌ او آشكار مي‌سازد. خداوند به‌ وسيله‌ مهدي‌ و يارانش‌ همة‌  ] مظاهر [  بدعت‌ و باطل‌ را مي‌ميراند، همچنانكه‌  ] پيش‌ از آن‌ [ نابخردان‌ حق‌ را ميرانده‌ بودند. به‌ گونه‌اي‌ كه‌ ظلم‌ در هيچ‌ جا ديده‌ نمي‌شود. و امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر مي‌كنند.

 2-1. عدالت‌ در رابطة‌ انسان‌ با خود
  در پاره‌اي‌ ديگر از رواياتي‌ كه‌ به‌ ظلم‌ستيزي‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) پرداخته‌اند، دومين‌ چهرة‌ ظلم‌؛ يعني‌ ظلم‌ انسان‌ به‌ خود، با همه‌ مظاهر آن‌، مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و بر اين‌ موضوع‌ تأكيد شده‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ با هدف‌ گسترش‌ عدالت‌ در جهان‌ با هرگونه‌ فساد و تباهي‌ و گناه‌ و نافرماني‌ خدا، مبارزه‌ و زمين‌ را از هرگونه‌ پليدي‌ پاك‌ مي‌كند:
 يفرّج‌ الله بالمهدي‌ عن‌ الامّة‌ يملاء قلوب‌ العباد عبادة‌ يسعهم‌ عدله‌. به‌ يمحق‌ الله الكذب‌ و يذهب‌ الزمان‌ الكلب‌ و به‌ يخرج‌ ذلّ الرقّ من‌ أعناقكم‌. 12
 خداوند به‌ وسيلة‌ مهدي‌ براي‌ امت‌ گشايش‌ حاصل‌ مي‌كند. او دل‌هاي‌ بندگان‌ را با عبادت‌ پر مي‌كند و عدالتش‌ را بر آنها دامن‌گستر مي‌سازد. خداوند به‌ وسيلة‌ او دروغ‌ و دروغگويي‌ را ريشه‌كن‌ مي‌كند و خوي‌ درندگي‌ و ستيزه‌جويي‌ را از بين‌ مي‌برد و طوق‌ ذلت‌ و بردگي‌ را از گردن‌ شما برمي‌دارد.

  در روايت‌ ديگري‌ از امام‌ علي‌(ع‌) تصريح‌ شده‌ كه‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) عدالت‌ بر جهان‌ درون‌ انسان‌ها نيز حاكم‌ مي‌شود و همه‌ به‌ صلاح‌ و رستگاري‌ روي‌ مي‌آورند:
 ... يملاء الارض‌ عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً، يدين‌ له‌ عرض‌ البلاد و طولها، لايبقي‌ كافر إلاّ امن‌، ولا طالح‌ إلاّ صلح‌ و تصطلح‌ في‌ ملكه‌ السباع‌. 13
 ... او زمين‌ را از عدل‌ و قسط‌ و نور و برهان‌ پر مي‌كند، طول‌ و عرض‌ جهان‌ برابر او تسليم‌ مي‌شود. هيچ‌ كافري‌ نمي‌ماند مگر اينكه‌ ايمان‌ مي‌آورد و هيچ‌ نابكاري‌ نمي‌ماند مگر اينكه‌ به‌ صلاح‌ و پرهيزگاري‌ مي‌گرايد. در دولت‌ او درندگان‌ نيز از در سازش‌ با يكديگر درمي‌آيند.

 3-1. عدالت‌ در رابطة‌ انسان‌ با ديگران‌
  برخي‌ ديگر از روايات‌ به‌ سومين‌ مصداق‌ ظلم‌؛ يعني‌ ستم‌ و تجاوز به‌ ديگران‌ توجه‌ كرده‌ و از ميان‌ برداشتن‌ همة‌ روابط‌ ظالمانة‌ موجود در جوامع‌ انساني‌ را به‌ عنوان‌ يكي‌ ديگر از مظاهر عدل‌ مهدوي‌ برشمرده‌اند. از جمله‌ در روايتي‌ كه‌ از امام‌ رضا(ع‌) نقل‌ شده‌ در توصيف‌ «قائم‌ اهل‌بيت‌» چنين‌ آمده‌ است‌:
 يطهّر الله به‌ الارض‌ من‌ كلّ جور، و يقدّسها من‌ كلّ ظلم‌... فإذا خرج‌ أشرقت‌ الارض‌ بنور ربّها و وضع‌ ميزان‌ العدل‌ بين‌ الناس‌ فلا يظلم‌ أحد أحداً. 14
 خداوند به‌ وسيلة‌ قائم‌، جهان‌ را از هرگونه‌ ناروايي‌ پاكيزه‌ و از هرگونه‌ ستم‌ پيراسته‌ مي‌سازد... آنگاه‌ كه‌ او قيام‌ كند زمين‌ به‌ نور پروردگارش‌ روشن‌ مي‌شود؛ ميزان‌ عدل‌ را در ميان‌ مردم‌ برپا مي‌سازد و هيچكس‌ به‌ ديگري‌ ستم‌ روا نخواهد داشت‌.

 

 

 2. گسترة‌ عدالت‌ موعود
  گسترة‌ عدالت‌ موعود را با دو نگاه‌ مي‌توان‌ مورد بررسي‌ و تجزيه‌ و تحليل‌ قرار داد: نخست‌ با يك‌ نگاه‌ كلان‌؛ در اين‌ نگاه‌ آنچه‌ مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد فراگيري‌ عدالت‌ آن‌ حضرت‌ و گسترش‌ آن‌ در جاي‌ جاي‌ كرة‌ خاك‌ است‌. دوم‌، با يك‌ نگاه‌ جزيي‌ و موردي‌؛ در اين‌ نگاه‌ علاوه‌ بر جهان‌ شمولي‌ و توسعه‌ عام‌ و فراگير عدالت‌ موعود، حاكميت‌ عدالت‌ بر شئون‌ مختلف‌ حيات‌ انسان‌ نيز مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد. به‌ بيان‌ ديگر در نگاه‌ دوم‌، حاكميت‌ عدالت‌ مهدوي‌ بر هر يك‌ از روابط‌ فرهنگي‌، سياسي‌، اقتصادي‌ و حقوقي‌ جوامع‌ انساني‌ به‌ تفكيك‌ مطالعه‌ و بررسي‌ مي‌شود.
  در اينجا تلاش‌ خواهيم‌ كرد گسترة‌ عدالت‌ موعود را با توجه‌ به‌ دو نگاه‌ ياد شده‌، از منظر روايات‌ مورد بررسي‌ قرار دهيم‌.

 1-2. جهان‌شمولي‌
  از بررسي‌ رواياتي‌ كه‌ در زمينة‌ ويژگي‌هاي‌ عصر حكومت‌ جهاني‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) وارد شده‌اند، چنين‌ برمي‌آيد كه‌ در آن‌ عصر، جهان‌ با همه‌ وسعتش‌ در دايرة‌ حاكميت‌ عدل‌ مهدوي‌ قرار گرفته‌ و هيچ‌ كجاي‌ جهان‌ از حوزة‌ نفوذ عدالت‌ موعود خارج‌ نمي‌ماند.
  از مهم‌ترين‌ روايت‌هايي‌ كه‌ با توجه‌ به‌ آنها مي‌توان‌ به‌ جهان‌شمولي‌ عدالت‌ مهدي‌ پي‌ برد، روايت‌هاي‌ متواتري‌ است‌ كه‌ از شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ نقل‌ شده‌ و در آنها تصريح‌ شده‌ است‌ كه‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) جهان‌ را پس‌ از آنكه‌ از ظلم‌ و ستم‌ پر شده‌ از عدل‌ و داد آكنده‌ مي‌سازد.
  پيش‌ از اين‌ به‌ چند مورد از اين‌ روايات‌ اشاره‌ كرديم‌ و از اين‌ رو از تكرار آنها خودداري‌ مي‌كنيم‌.
  پاره‌اي‌ ديگر از روايات‌ كه‌ مي‌توان‌ جهان‌شمولي‌ عدالت‌ مهدوي‌ را از آنها استفاده‌ كرد، رواياتي‌ است‌ كه‌ در آنها تصريح‌ شده‌ با ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) همة‌ زمين‌ ـ و نه‌ فقط‌ قسمتي‌ از آن‌ ـ زنده‌ مي‌شود و حيات‌ دوباره‌ مي‌يابد. اين‌ روايات‌ خود كنايه‌ از اين‌ است‌ كه‌ با گسترش‌ عدالت‌ آن‌ حضرت‌، جهان‌ خسته‌ از ظلم‌ و ستم‌ ـ كه‌ رفته‌ رفته‌ به‌ پيكري‌ بي‌جان‌ تبديل‌ شده‌ ـ حيات‌ دوباره‌ پيدا مي‌كند و نشاط‌ و سرزندگي‌ خود را باز مي‌يابد.
  بخشي‌ از اين‌ روايات‌، رواياتي‌ است‌ كه‌ در تفسير آية‌ شريفه‌ زير وارد شده‌ است‌:
 إعلموا أنّ الله يحيي‌ الارض‌ بعد موتها قد بيّنا لكم‌ الا´يات‌ لعلّكم‌ تعقلون‌. 15
 بدانيد كه‌ خدا زمين‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ مي‌گرداند. به‌ راستي‌ آيات‌ ] خود [  را براي‌ شما روشن‌ گردانيده‌ايم‌، باشد كه‌ بينديشيد.
  در يك‌ نمونه‌ از اين‌ روايات‌ كه‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ چنين‌ مي‌خوانيم‌:
 يحييها الله عزّوجلّ بالقائم‌ عليه‌السلام‌ بعد موتها. 16
 خداوند، صاحب‌ عزت‌ و جلال‌، به‌ دست‌ قائم‌ ـ كه‌ بر او درود باد ـ زمين‌ را پس‌ از مردنش‌ زنده‌ مي‌سازد.
  از ابن‌عباس‌ نيز در تفسير آية‌ مذكور چنين‌ نقل‌ شده‌ است‌:
 يعني‌ يصلح‌ «الارض‌» بقائم‌ ال‌ محمد من‌ «بعدموتها» يعني‌ من‌ بعد جور أهل‌ مملكتها «قدبينّا لكم‌ الا´يات‌» بقائم‌ ال‌ محمد «لعلّكم‌ تعقلون‌». 17
 ] خداوند [  به‌ وسيلة‌ قام‌ آل‌محمد «زمين‌ را پس‌ از مردنش‌»؛ يعني‌ پس‌ از ستم‌ ساكنان‌ آن‌، آباد و سرزنده‌ مي‌سازد. «به‌ راستي‌ آيات‌ را» به‌ وسيلة‌ قائم‌ آل‌محمد «براي‌ شما روشن‌ گردانيده‌ايم‌ باشد كه‌ بينديشيد». 

  

2-2. همه‌ جانبه‌نگري‌
  با ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) و استقرار حكومت‌ آن‌ حضرت‌، عدالت‌ بر تمام‌ روابط‌ موجود در جوامع‌ انساني‌ حاكم‌ شده‌ و ساحت‌هاي‌ مختلف‌ حيات‌ بشر رنگ‌ عدل‌ و قسط‌ به‌ خود مي‌گيرد. به‌ بيان‌ ديگر عدالت‌ مهدوي‌ به‌ عدالت‌ اقتصادي‌ يا عدالت‌ قضايي‌ محدود نشده‌ و همة‌ حوزه‌هاي‌ فرهنگي‌، سياسي‌، اقتصادي‌ و حقوقي‌ را شامل‌ مي‌شود.
  اگر چه‌ همه‌ جانبه‌ نگري‌ عدالت‌ موعود را مي‌توان‌ از عموم‌ يا اطلاق‌ رواياتي‌ كه‌ بر حاكميت‌ عدالت‌ و نابودي‌ ظلم‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) دلالت‌ مي‌كنند، به‌ دست‌ آورد، اما براي‌ روشن‌تر شدن‌ اين‌ موضوع‌ روايت‌هايي‌ ناظر به‌ گسترش‌ عدالت‌ در حوزه‌هاي‌ مختلف‌ اجتماعي‌ را به‌ تفكيك‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌دهيم‌.

 1-2-2. عدالت‌ فرهنگي‌ و آموزشي‌
  يكي‌ از شاخصه‌هاي‌ مهم‌ عدالت‌ مهدوي‌ فراهم‌ شدن‌ امكان‌ رشد و اعتلاي‌ فرهنگي‌، آموزشي‌ براي‌ همة‌ مردم‌ ـ صرف‌نظر از جنس‌، طبقه‌ و يا رنگ‌ و نژاد ـ است‌. در نظام‌ حكومتي‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) ناداني‌، بي‌سوادي‌ و كم‌خردي‌ به‌ طور كلي‌ ريشه‌كن‌ شده‌ همة‌ انسان‌ها به‌ مقتضاي‌ توانايي‌ خود از بالاترين‌ حد دانش‌ و معرفت‌ برخوردار مي‌شوند.
  در روايتي‌ كه‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ در زمينة‌ رشد و توسعه‌ خردورزي‌ در زمان‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) چنين‌ مي‌خوانيم‌:
 إذا قام‌ قائمنا وضع‌ الله يده‌ علي‌ رؤس‌ العباد فجمع‌ بها عقولهم‌ و كملت‌ به‌ أحلامهم‌. 18
 هنگامي‌ كه‌ قائم‌ ما به‌ پا خيزد خداوند دستش‌ را بر سر بندگان‌ مي‌گذارد و بدين‌ وسيله‌ عقول‌ آنها افزايش‌ يافته‌ و خردهاي‌ آنها به‌ كمال‌ مي‌رسد.
  در روايت‌ ديگري‌ كه‌ از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ در زمينة‌ همگاني‌ شدن‌ دانش‌ و معرفت‌ در عصر حاكميت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) چنين‌ آمده‌ است‌:
 ... و تؤتون‌ الحكمة‌ في‌ زمانه‌ حتي‌ أنّ المرأة‌ لتقضي‌ في‌ بيتها بكتاب‌ الله تعالي‌ و سنّة‌ رسول‌الله(ص‌).
 ... در دوران‌ او شما از حكمت‌ برخوردار مي‌شويد تا آنجا كه‌ يك‌ زن‌ در خانة‌ خود برابر كتاب‌ خداي‌ تعالي‌ و روش‌ پيامبر ـ كه‌ درود بر او و خاندانش‌ باد ـ  ] همچون‌ مجتهد با استنباط‌ شخصي‌ [  به‌ انجام‌ تكاليف‌ شرعي‌ 19  خود پردازد. 20

 2-2-2. عدالت‌ قضايي‌
  در زمان‌ حكومت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) عدالت‌ به‌ تمام‌ معنا در مناسبات‌ حقوقي‌ و قضايي‌ حاكم‌ شده‌ و داوري‌ و قضاوت‌ ميان‌ مردم‌ از هرگونه‌ شائبه‌ خطا، اشتباه‌، بي‌عدالتي‌، جانبداري‌ و... پيراسته‌ مي‌گردد كه‌ اين‌ امر به‌ نوبه‌ خود تأثير مهمي‌ در عادلانه‌ شدن‌ همة‌ روابط‌ اجتماعي‌ و جلوگيري‌ از ظلم‌ و تجاوز به‌ حقوق‌ ديگران‌ خواهد داشت‌.
  در اين‌ زمينه‌ نيز روايت‌هاي‌ فراواني‌ وارد شده‌ كه‌ در اينجا به‌ برخي‌ از آنجا اشاره‌ مي‌كنيم‌.
  امام‌ صادق‌(ع‌) شيوة‌ قضاوت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) را به‌ شيوة‌ پيامبراني‌ چون‌ حضرت‌ داوود(ع‌) ـ كه‌ قضاوت‌ عادلانه‌ و بدون‌ اشتباه‌ آنها در تاريخ‌ مشهور است‌ ـ تشبيه‌ كرده‌، مي‌فرمايد:
 إذا قام‌ قائم‌ آل‌محمد عليهم‌السلام‌ حكم‌ بين‌ الناس‌ بحكم‌ داود لايحتاج‌ إلي‌ بيّنة‌ يلهمه‌ الله تعالي‌ فيحكم‌ بعلمه‌ و يخبر كلّ قوم‌ بما استبطنوه‌... 21
 زماني‌ كه‌ قائم‌ ال‌ محمد ـ كه‌ بر آنها درود باد ـ به‌ پاخيزد، در ميان‌ مردم‌ به‌ حكم‌ داود قضاوت‌ خواهد نمود. او به‌ بيّنه‌ (شاهد) نيازي‌ نخواهد داشت‌؛ زيرا خداي‌ تعالي‌ امور را به‌ وي‌ الهام‌ مي‌كند و او بر پايه‌ دانش‌ خود داوري‌ مي‌كند و هر قومي‌ را به‌ آنچه‌ پنهان‌ نموده‌اند آگاه‌ مي‌سازد.
  بديهي‌ است‌ قضاوتي‌ كه‌ با الهام‌ خداوند صورت‌ گيرد در آن‌ هيچ‌ اشتباه‌ و بي‌عدالتي‌ نخواهد بود؛ اما در اينجا چند سؤال‌ مطرح‌ است‌: اول‌ اينكه‌ آيا امام‌ مهدي‌(ع‌) خود به‌ تنهايي‌ امر قضا را به‌ عهده‌ خواهد گرفت‌ يا اينكه‌كساني‌ ديگري‌ را هم‌ براي‌ قضاوت‌ برمي‌گزيند؟ و دوم‌ اينكه‌ اگر امام‌ مهدي‌(ع‌) كسان‌ ديگري‌ را هم‌ براي‌ قضاوت‌ ميان‌ مردم‌ برمي‌گزيند، چه‌ تضميني‌ وجود دارد كه‌ آنها دچار اشتباه‌ و خطا و يا قضاوت‌ ناعادلانه‌ نشوند؟ در پاسخ‌ اين‌ دو سؤال‌ بايد گفت‌: آنچه‌ از روايات‌ استفاده‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ تعدادي‌ از ياران‌ خود را برمي‌گزيند و براي‌ قضاوت‌ به‌ سراسر جهان‌ گسيل‌ مي‌دارد، اما آنچه‌ باعث‌ مصون‌ بودن‌ آنها از اشتباه‌ و قضاوت‌ ناعادلانه‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌: اولاً، آنها در بالاترين‌ مراتب‌ تقوي‌ و پرهيزگاري‌ قرار دارند و ثانياً، در يك‌ ارتباط‌ مستقيم‌ با امام‌ خود، حكم‌ كليه‌ قضايايي‌ را كه‌ در آنها دچار شك‌ و ترديد شده‌اند دريافت‌ مي‌كنند.
  در روايتي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ چنين‌ مي‌خوانيم‌:
 إذا قام‌ القائم‌ بعث‌ في‌ أقاليم‌ الارض‌، في‌ كلّ إقليم‌ رجلاً، يقول‌: عهدك‌ في‌ كفّك‌، فإذا ورد عليك‌ أمر لا تفهمه‌، ولاتعرف‌ القضاء فيه‌ فانظر إلي‌ كفّك‌ و اعمل‌ بما فيها. 22
 هنگامي‌ كه‌ قائم‌ قيام‌ كند در كشورهاي‌ روي‌ زمين‌ كساني‌ را برمي‌انگيزد، در هر سرزمين‌ يك‌ نفر را، و به‌ او مي‌گويد: فرمان‌ تو در كف‌ دست‌ تو است‌، هرگاه‌ كاري‌ براي‌ تو پيش‌ آمد كه‌ آن‌ را نفهميدي‌ و ندانستي‌ چگونه‌ در آن‌ حكم‌ كني‌، به‌ كف‌ دست‌ خود بنگر و به‌ آنچه‌ در آن‌ (مكتوب‌) است‌ عمل‌ كن‌.

 3-2-2. عدالت‌ اقتصادي‌
  عدالت‌ اقتصادي‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ شاخصه‌هاي‌ عدالت‌ اجتماعي‌ است‌ و به‌ جرأت‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ بسياري‌ از تحولات‌ و نهضت‌هاي‌ اجتماعي‌، سياسي‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ در جوامع‌ مختلف‌ رخ‌ داده‌، به‌ نوعي‌ با اين‌ موضوع‌ مرتبط‌ بوده‌ است‌. اگر چه‌ سوگمندانه‌ بايد اذعان‌ داشت‌ كه‌ هر چه‌ انسان‌ها براي‌ تحقق‌ عدالت‌ اقتصادي‌ بيشتر تلاش‌ كرده‌اند، كمتر بدان‌ دست‌ يافته‌اند و جز در مقاطعي‌ محدود از حيات‌ بشر در كره‌ خاك‌، عدالت‌ اقتصادي‌ بر جوامع‌ حاكم‌ نبوده‌ است‌.
  نگاهي‌ اجمالي‌ به‌ تاريخ‌ تحولات‌ نظام‌هاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در گذر زمان‌ نظام‌هاي‌ مختلفي‌ با داعيه‌ برقراري‌ و گسترش‌ عدالت‌ اقتصادي‌ به‌ ميدان‌ آمده‌اند و پس‌ از چند صباحي‌ حاكميت‌، و اتلاف‌ سرمايه‌هاي‌ مادي‌ و معنوي‌ ملت‌ها صحنة‌ سياست‌ را ترك‌ كرده‌اند، كه‌ نظام‌هاي‌ سوسياليستي‌ آخرين‌ نمونه‌ از اين‌ دست‌ نظام‌ها هستند.
  در دولت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) به‌ عنوان‌ آخرين‌ دولتي‌ كه‌ بر كره‌ خاك‌ حكومت‌ خواهد كرد، تأمين‌ عدالت‌ اقتصادي‌ نقش‌ و جايگاه‌ برجسته‌اي‌ دارد و در روايت‌هاي‌ اسلامي‌ نيز بر اين‌ بعد از ابعاد عدالت‌ موعود بسيار تأكيد شده‌ است‌. با نگاهي‌ گذرا به‌ روايات‌ اسلامي‌ به‌ روشني‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ با استقرار حكومت‌ مهدوي‌، رفاه‌ اقتصادي‌ همراه‌ با قسط‌ و عدالت‌ بر سراسر جهان‌ حاكم‌ شده‌ و بشر به‌ آرزوي‌ ديرين‌ خود دست‌ مي‌يابد.
  براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ تصويري‌ اجمالي‌ از عدالت‌ و رفاه‌ اقتصادي‌ عصر ظهور، به‌ چند نمونه‌ از روايت‌هايي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ وارد شده‌اند، اشاره‌ مي‌كنيم‌:
 يكون‌ المهدي‌ في‌ أمّتي‌... تتنعّم‌ أمّتي‌ في‌ زمانه‌ تنعّماً لم‌ يتنعّم‌ (يتنعّموا) مثله‌ قطّ، البرّ منهم‌ والفاجر. يرسل‌ السّماء عليهم‌ مدراراً ولا تحبس‌الارض‌ من‌ نباتها، و يكون‌المال‌ كدوساً، يأتيه‌ الرجل‌ فيسأله‌ فيحثي‌ له‌ في‌ ثوبه‌ ما استطاع‌ أن‌ يحمله‌. 23
 مهدي‌ در امت‌ من‌ است‌... . امت‌ من‌،  ] اعم‌ از [  نيكان‌ و بدان‌ آنها، در عصر او به‌ آنچنان‌ رفاه‌ و آسايشي‌ دست‌ مي‌يابند كه‌ هرگز مانند آن‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌. آسمان‌ بر آنها بارش‌ فراوان‌ مي‌فرستد و زمين‌ گياهانش‌ را از آنها دريغ‌ نمي‌دارد. در آن‌ زمان‌ مال‌ و ثروت‌ چون‌ خرمن‌ برهم‌ انباشته‌ مي‌شود. مردي‌ پيش‌ آن‌ حضرت‌ مي‌آيد و از او درخواست‌ ] كمك‌ [  مي‌كند. ايشان‌ هم‌ به‌ مقداري‌ كه‌ آن‌ مرد مي‌تواند با خود بردارد در لباسش‌ مي‌ريزد.
  امام‌ محمدباقر(ع‌) نيز عدالت‌ اقتصادي‌ دوران‌ ظهور را چنين‌ توصيف‌ مي‌كنند:
 ...فإنّه‌ يقسم‌ بالسويّة‌ و يعدل‌ في‌ خلق‌ الرحمن‌، البرّ منهم‌ والفاجر. 24
 ...او مال‌ و ثروت‌ را به‌ مساوات‌  ] بين‌ مردم‌ [  تقسيم‌ و در ميان‌ آفريدگان‌ ] خداي‌ [  رحمان‌،  ] اعم‌ از [  نيكان‌ و بدان‌ آنها، عدالت‌ برقرار مي‌كند.
  آن‌ حضرت‌ در روايتي‌ ديگر در بيان‌ رفاه‌ عمومي‌ و برابري‌ اقتصادي‌ كه‌ در عصر حاكميت‌ حضرت‌ قائم‌(ع‌) ايجاد مي‌شود، مي‌فرمايند:
 ... و يعطي‌ الناس‌ عطايا مرتين‌ في‌السنة‌ و يرزقهم‌ في‌الشهر رزقين‌ و يسوّي‌ بين‌الناس‌ حتي‌ لاتري‌ محتاجاً الي‌ الزكاة‌ و يجي‌ء أصحاب‌ الزكاة‌ بزكاتهم‌ إلي‌ المحاويج‌ من‌ شيعته‌ فلايقبلونها، فيصرّونها و يدورون‌ في‌ دورهم‌ فيخرجون‌ إليهم‌، فيقولون‌: لاحاجة‌ لنا في‌ دراهمكم‌،... و يجتمع‌ إليه‌ أموال‌ أهل‌ الدنيا كلّها من‌ بطن‌ الارض‌ و ظهرها، فيقال‌ للناس‌: تعالوا إلي‌ ما قطعتم‌ فيه‌ الارحام‌ و سفكتم‌ فيه‌ الدم‌ الحرام‌، و ركبتم‌ فيه‌ المحارم‌. فيعطي‌ عطاء لم‌ يعطه‌ أحد قبله‌. 25
 ... او بخشش‌هايش‌ را دو بار در سال‌ بر مردم‌ ارزاني‌ مي‌دارد و در هر ماه‌ دو بار به‌ آنها روزي‌ مي‌دهد. او ميان‌ مردم‌ چنان‌ برابري‌ ايجاد مي‌كند ك‌ هيچ‌ نيازمند زكاتي‌ يافت‌ نمي‌شود. صاحبان‌ زكات‌ با زكات‌هاي‌ خود به‌ سوي‌ مستمندان‌ از شيعيان‌ او روي‌ مي‌آورند، اما آنها از پذيرش‌ زكات‌ خودداري‌ مي‌كند. پس‌ صاحبان‌ زكات‌، زكاتشان‌ را در هميان‌ گذاشته‌، در خانه‌هاي‌ مستمندان‌ مي‌گردانند و به‌ آنها عرضه‌ مي‌كنند، اما آنها مي‌گويند: ما را نيازي‌ به‌ دراهم‌ شما نيست‌... همة‌ اموال‌ اهل‌ دنيا، چه‌ ] آنها كه‌ [  از دل‌ زمين‌  ] به‌ دست‌ مي‌آيد [  و  ] چه‌ آنها كه‌ [  از روي‌ زمين‌ ] حاصل‌ مي‌شود [  نزد او جمع‌ مي‌شود؛ پس‌ او به‌ مردم‌ مي‌گويد: بياييد به‌ سوي‌ آنچه‌ در راه‌  ] به‌ دست‌ آوردن‌ [  آن‌ پيوندهاي‌ خويشي‌ را گسستيد؛ خون‌ به‌ ناحق‌ ريختيد و به‌ محارم‌ دست‌ يازيديد. پس‌ او آنچنان‌ بخششي‌ به‌ مردم‌ ارزاني‌ مي‌كند كه‌ پيش‌ از آن‌ هيچكس‌ ارزاني‌ نداشته‌ است‌.
  نكته‌ مهمي‌ كه‌ از اين‌ روايات‌ و برخي‌ ديگر از روايات‌ به‌ دست‌ مي‌آيد اين‌ است‌ كه‌ در زمان‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) مردم‌ علاوه‌ بر بي‌نيازي‌ ظاهري‌ كه‌ در اثر گسترش‌ رفاه‌ عمومي‌ و توزيع‌ عادلانه‌ ثروت‌ها، بدان‌ دست‌ مي‌يابند؛ از نظر باطني‌ نيز به‌ بي‌نيازي‌ مي‌رسند و روحيه‌ زياده‌خواهي‌ و زياده‌طلبي‌ در آنها از ميان‌ مي‌رود تا آنجا كه‌ از پذيرش‌ مال‌ و ثروتي‌ كه‌ احساس‌ مي‌كنند نيازي‌ بدان‌ ندارند خودداري‌ مي‌كنند. روايت‌ زير كه‌ از پيامبر گرامي‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، اين‌ نكته‌ را به‌ روشني‌ بيان‌ مي‌كند:
 إذا خرج‌ المهديّ ألقي‌ الله تعالي‌ الغني‌ في‌ قلوب‌ العباد، حتّي‌ يقول‌ المهديّ: من‌ يريد المال‌؟ فلا يأتيه‌ أحد إلاّ واحد يقول‌ أنا. فيقول‌: أحث‌ فيحثي‌ فيحمل‌ علي‌ ظهره‌، حتي‌ إذا أتي‌ أقصي‌ الناس‌. قال‌: ألا أراني‌ شرّ من‌ هاهنا، فيرجع‌ فيردّه‌ إليه‌، فيقول‌: خذ مالك‌، لاحاجة‌ لي‌ فيه‌. 26
 هنگامي‌ كه‌ مهدي‌ ظهور كند، خداوند تعالي‌ بي‌نيازي‌ را در دل‌هاي‌ بندگان‌ جايگزين‌ مي‌سازد، تا آنجا كه‌ وقتي‌ مهدي‌ مي‌گويد: چه‌ كسي‌ مال‌ و دارايي‌ مي‌خواهد؟ جز يك‌ نفر هيچكس‌ به‌ سوي‌ او نمي‌آيد. پس‌ او مي‌گويد:  ] هر چه‌ خواهي‌ [  برگير. آن‌ مرد هم‌ مقداري‌ مال‌ برگرفته‌ بر دوش‌ خود گذاشته‌ مي‌رود، تا آنجا كه‌ به‌ دورترين‌ مردم‌ مي‌رسد. در اين‌ وقت‌ مي‌گويد: آيا من‌ از اين‌ مردم‌ هم‌ بدترم‌. پس‌ باز مي‌گردد و آن‌ مال‌ را به‌ مهدي‌ برمي‌گرداند و مي‌گويد: مالت‌ را بگير نيازي‌ به‌ آن‌ ندارم‌.

. ژرفاي‌ عدالت‌ موعود  عدالت‌ مهدوي‌ نه‌ تنها نمودهاي‌ مختلف‌ روابط‌ اجتماعي‌ را تحت‌ تأثير قرار داده‌ و روابط‌ فرهنگي‌، آموزشي‌، حقوقي‌، قضايي‌ و اقتصادي‌ جوامع‌ انساني‌ را عادلانه‌ مي‌سازد، بلكه‌ بر روابط‌ فردي‌ مردم‌ نيز تأثير گذاشته‌ و تا اندروني‌ترين‌ و شخصي‌ترين‌ روابط‌ مردم‌ نيز نفوذ مي‌كند؛ كاري‌ كه‌ از عهدة‌ هيچ‌ نظام‌ سياسي‌،  اجتماعي‌ ساخته‌ نيست‌.
  براي‌ روشن‌تر اين‌ موضوع‌ توجه‌ شما را به‌ روايتي‌ كه‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ جلب‌ مي‌كنيم‌. آن‌ حضرت‌ در توصيف‌ عدالت‌ قائم‌ آل‌محمد(ع‌) مي‌فرمايد:
 ... أما والله ليدخلنّ عليهم‌ عدله‌ جوف‌ بيوتهم‌ كما يدخل‌ الحرّ والقرّ. 27
 به‌ خدا سوگند، او عدالتش‌ را تا آخرين‌ زواياي‌ خانه‌هاي‌ مردم‌ وارد مي‌كند، همچنانكه‌ سرما و گرما وارد خانه‌ها مي‌شود.
  براساس‌ اين‌ روايت‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ در زمان‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) روابط‌ خانوادگي‌، اعم‌ از روابط‌ زن‌ و شوهر، روابط‌ پدر و مادر و فرزندان‌ و روابط‌ ساير خويشان‌ و بستگان‌ با يكديگر بر پايه‌ عدالت‌ سامان‌ مي‌يابد و هرگونه‌ ستم‌، تجاوز، بي‌عدالتي‌ و تضييع‌ حقوق‌ از نهاد خانواده‌، به‌ عنوان‌ اساسي‌ترين‌ ركن‌ اجتماع‌، رخت‌ برمي‌بندد. قطعاً در چنين‌ شرايطي‌ همة‌ آسيب‌ها و نابساماني‌هاي‌ اجتماعي‌ كه‌ در اثر نبود روابط‌ عادلانه‌ و انساني‌ در كانون‌ خانواده‌ها به‌ وجود مي‌آيد، از بين‌ مي‌رود.

 4. اهداف‌ عدالت‌ موعود
  از مجموعه‌ آنچه‌ تا كنون‌ گفته‌ شد به‌ تصوير جامعي‌ از شرايط‌ اجتماعي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌ عصر ظهور دست‌ مي‌يابيم‌ و بر ما روشن‌ مي‌شود كه‌ عدالت‌ موعود چگونه‌ جوامع‌ انساني‌ را متحول‌ ساخته‌ و زمينة‌ رشد و كمال‌ معنوي‌ انسان‌ها را فراهم‌ مي‌سازد. به‌ بيان‌ ديگر عدالت‌ موعود، همه‌ ابعاد وجود آدمي‌ را هدف‌ قرار داده‌ و چون‌ ميزاني‌ دقيق‌، زندگي‌ مادي‌ و معنوي‌ انسان‌ها را به‌ اعتدال‌ مي‌كشاند.
  عدالت‌ مهدوي‌ ـ چنانكه‌ در كلام‌ پيامبر گرامي‌ اسلام‌(ص‌) نيز بر آن‌ تأكيد شده‌ ـ انساني‌ را كه‌ در پس‌ قرون‌ و اعصار از اصل‌ خود دور و در حجاب‌هاي‌ ظلماني‌ غوطه‌ور شده‌ بود، با حقيقت‌ خود آشنا و به‌ اصل‌ خود برمي‌گرداند:
 تأوي‌ إليه‌ أمّته‌ كما تأوي‌ النَّحلة‌  ] إلي‌ [ يعسوبها، يملاء الارض‌ عدلاً كما ملئت‌ جورا، حتّي‌ يكون‌ الناس‌ علي‌ مثل‌ أمرهم‌ الاوّل‌. 28
 امت‌ مهدي‌ به‌ سوي‌ او پناه‌ مي‌برند، چنانكه‌ زنبوران‌ عسل‌ به‌ ملكة‌ خود پناه‌ مي‌آورند. او زمين‌ را از عدالت‌ پر مي‌سازد، همچنانكه‌ از ستم‌ انباشته‌ شده‌ بود؛ تا مردم‌ آن‌گونه‌ شوند كه‌ در آغاز  ] آفرينش‌ [  بودند.
  با اين‌ بيان‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ در فرهنگ‌ مهدوي‌، عدالت‌، مظهر همه‌ خوبي‌ها و ظلم‌، نماد همه‌ بدي‌هاست‌ و از اين‌ رو عدالت‌ جامع‌ همه‌ هدف‌هايي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ براي‌ انقلاب‌ رهايي‌بخش‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) تصور كرد. و به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ مي‌بينيم‌ در روايات‌ بيش‌ از هر چيز بر عدالت‌ گستري‌ و ظلم‌ ستيزي‌ آن‌ حضرت‌ تأكيد شده‌ است‌.

                                                                                      ابراهيم شفيعي سروستاني 

 پي‌نوشت‌ها :
 1 .  قرآن‌ كريم‌ شرك‌ را ستمي‌ بزرگ‌ برشمرده‌ است‌: «... إنّ الشرك‌ لظلم‌ عظيم‌» (سوره‌ لقمان‌(31) آيه‌ 13).
 2 .  در آيات‌ متعددي‌ از قرآن‌ از «ظلم‌ به‌ خود» سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است‌ كه‌ براي‌ نمونه‌ به‌ اين‌ موارد مي‌توان‌ اشاره‌ كرد: «ثمّ أورثنا الكتاب‌ الذين‌ اصطفينا من‌ عبادنا فمنهم‌ ظالم‌ لنفسه‌ و...» (سوره‌ فاطر (35) آيه‌ 32)؛ «... و من‌ يتّعد حدود الله فقد ظلم‌ نفسه‌» (سوره‌ طلاق‌ (65) آيه‌ 1).
 3 .  يكي‌ از آيات‌ قرآن‌ كه‌ در آن‌ از ظلم‌ به‌ مردم‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ آيه‌ زير است‌: «إنمّا السبيل‌ علي‌الذين‌ يظلمون‌ الناس‌ و يبغون‌ في‌الارض‌ بغير الحق‌...» (سوره‌ شوري‌ (42) آيه‌ 42).
 4 .  سوره‌ نساء (4) آيه‌ 48.
 5 .  نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ مهدي‌ فولادوند، خطبه‌ 174، ص‌228.
 6 .  سوره‌ توبه‌ (9) آيه‌ 33.
 7 .  المجلسي‌، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌51، ص‌60، ح‌58.
 8 .  ر.ك‌: همان‌، ص‌ 60-61.
 9 .  القمي‌، ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ ابراهيم‌، تفسير القمي‌، ج‌1، ص‌228؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌50. گفتني‌ است‌ آنچه‌ در بحارالانوار از تفسير ياد شده‌ نقل‌ شده‌، اندكي‌ با متن‌ نسخة‌ چاپي‌ اين‌ تفسير تفاوت‌ دارد و آنچه‌ در اينجا آمده‌ عبارت‌ نقل‌ شده‌ در بحارالانوار است‌.
 10.  سوره‌ حج‌(22) آيه‌ 41.
 11.  بحارالانوار، ج‌51، ص‌47-48، ح‌9.
 12.  الطوسي‌، ابوجعفر محمدبن‌ الحسن‌، كتاب‌ الغيبة‌، ص‌114؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌75، ح‌29.
 13.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌280، ح‌6.
 14.  همان‌، ص‌321-322، ح‌29.
 15.  سوره‌ حديد(57) آيه‌ 17.
 16.  الصدوق‌، ابوجعفر محمدبن‌ الحسن‌، كمال‌الدين‌ و تمام‌النعمة‌، ج‌2، ص‌668، ح‌13.
 17.  بحارالانوار، ج‌51، ص‌53، ح‌31.
 18.  الكليني‌، ابوجعفر محمدبن‌ يعقوب‌، الكافي‌، ج‌1، ص‌25، ح‌21.
 19.  برخي‌ از نويسندگان‌ اين‌ روايت‌ را اين‌گونه‌ ترجمه‌ كرده‌اند: «در زمان‌ مهدي‌(ع‌) به‌ همة‌ مردم‌، حكمت‌ و علم‌ بياموزند. تا آنجا كه‌ زنان‌ در خانه‌ها، با كتاب‌ خدا و سنت‌ پيامبر، قضاوت‌ كنند» حكيمي‌، محمد، عصر زندگي‌ و چگونگي‌ آينده‌ انسان‌ و اسلام‌، ص‌191.
 20.  النعماني‌، ابن‌ ابي‌ زينب‌ محمدبن‌ ابراهيم‌، غيبت‌ نعماني‌، ترجمه‌ محمد جواد غفاري‌، باب‌ 13، ص‌337، ح‌30.
 21.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌339، ح‌86.
 22.  غيبت‌ نعماني‌، باب‌21، ص‌443، ح‌8.
 23.  بحارالانوار، ج‌36، ص‌369.
 24.  همان‌، ج‌ 51، ص‌29، ح‌2.
 25.  همان‌، ج‌52، ص‌390، ج‌12.
 26.  ابن‌ حماد، الفتن‌، ص‌100، به‌ نقل‌ از: معجم‌ احاديث‌ الامام‌ المهدي‌، ج‌1، ص‌240، ح‌145.
 27.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌362، ح‌131.
 28.  الفتن‌، ص‌99 به‌ نقل‌ از: معجم‌ احاديث‌ الامام‌ المهدي‌، ج‌1، ص‌220، ح‌130.

      

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 1:57  توسط محمد رحیمی | 
حقوق متقابل مردم و حکومت از ديدگاه امام علی (ع)در نهج البلاغه به وفور يافت مي شود.
کسي که محق است مي تواند اعتراض و انتقاد کند، بپرسد و استيضاح نمايد. مواجهه امام علي (ع) بامردم مواجهه محقانه است. علي (ع) علاوه بر تأکيد بر حق مردم، آنها را براي پرسش و مطالبه حقوقشان از حکومتها تشويق مي نمايد. اين درسي است که امام علي به دولتها و حکومتهاي پس از خودش وبه رهبران حکومتها و دولتها مي دهد. پرسيدن از حکومتها درحکومت علوي عيب نيست بلکه هنر است. علي (ع) کسي را به خاطر انتقاد از حکومت تعقيب، تبعيد و زنداني نکرد. علي مصداق جوانمردي در برخورد بامخالفانش بود او حتي يک لحظه هيچ مخالفي را زنداني نکرد. نمونه اش اين است که يکي از مارقين رودرروي امام علي (ع) خطاب به او مي گويد: قاتله الله کافرا. خدا او را بکشد در حاليکه کافر است. اما علي هرگز او را ومنتقدان زبانيش رامحدود، محکوم و زنداني نکرد. خط قرمز در حکومت علوي مبارزه مسلحانه است نه مبارزه زباني وانواع ديگر مبارزه. ببينيد ما کجا هستيم وعلي کجا؟ منطق علوي در برابر منطق اموي است. معاويه با زور اسلحه و اجبار و اعدام مخالفانش را خفه کرد اما منطق منطق علي منطق عقلاني و استدلالي است و منتقدانش در کوفه باآزادي کامل زندگي مي کردند و از امنيت کامل برخوردار بودند. يکي از بزرگترين ارزشها در حکومت علوي برخورد جوانمردانه با مخالفان است. پاسخ مخالفان به زنجير کشيدن و زنداني کردن آنها نيست.
نکته سوم اين است که ملت موظف است رهبر و دولت و حکومت خود را نصيحت کند. نصيحت يعني خيرخواهي. در زمان معاصر بجاي نصيحت، انتقاد را استفاده مي کنند. انتقاد يعني نقد و بررسي خردمندانه مسائل. علي (ع) در خطبه 216 نهج البلاغه مي فرمايد عليکم بالتنا صح في ذالک يعني هم مردم بايد رهبر را نصيحت کنند هم رهبر مردم را نصيحت کند. امام علي (ع) در خطبه 34 نهج البلاغه مي فرمايد وظيفه مردم اين است که رهبر را بصورت علني و غير علني نصيحت کنند. مافکر مي کنيم که ما بايد رهبر را محرمانه نصيحت کنيم تا دشمن سوء استفاده ننمايد اما امام علي (ع) مي فرمايد مگر حکومت کردن محرمانه است که مردم آنرا غير علني و محرمانه نصيحت کنند. امام علي (ع) به ما مي آموزد که بايد رهبرانتان را بصورت علني نصيحت کنيد.

                        
نکته چهارم در حقوق متقابل حکومت و مردم اين است که از حکومتها مي خواهد به شيوه جباران و شاهان و متکبرانه و جبارانه بر مردم حکومت ننمايند و از مردم نخواهند که تملق آنها را بگويند و آنها را مدح و ستايش کنند. پيامبر (ص) به ما آموخته به چهره مداحان خاک بپاشيد. اساسا ويژگي امام علي (ع) «سئول» بودن يعني بسيار پرسشگر بودن است بهمين دليل مردم را نيز پرسشگر مي خواست. از نگاه علي (ع) بدترين صفتي که در رهبران يافت مي شود اين است که مردم بپندارند آنها علاقمند و دوستدار مدح وستايش شنيدن هستند. اگر حکومتي گوش شنوا براي شنيدن انتقادات نداشته باشد حکومت علوي نيست اگر چه نام علي را ببرد يکي از ملاکهاي حکومتهاي عادل و عدالت حکومتگر اين است که آيا گوشش براي شنيدن انتقاد باز است يا اينکه زبان منتقد را مي برد و او را سرکوب مي کند؟
نکته پنجم نقد و رد استقبال شاهانه توسط مردم از رهبران و بزرگان حکومت است. حضرت علي (ع) وقتي مردم دوان دوان پشت سر او دويدند و آنرا نوعي بزرگداشت اميران خود دانستند حضرت علي (ع) به آنها فرمود: اين چه کاري است که شما مي کنيد سوگند به خدا اين رفتار به نفع حاکمان شما نيست بلکه باعث ذلت شما در دنيا و شقاوتتان در آخرت خواهد شد.
علي (ع) اسوه و الگوي ما در عدالت است او به مالک اشتر مي فرمايد روشني بخش چشم حاکمان، عدالت است.
امام علي (ع) وفاي به عهد را يکي از شاخصهاي ايمان شمرده است. مبادا به کسي قولي بدهي و به آن عمل نکني. لازمه وفاي به عهد صداقت و راستگويي است کسيکه عهد شکني مي کند مسلمان نيست. هر حکومتي که به مردم وعده بدهد و عهد ببندد ولي وفاي به وعده و عهد خود نکند نمي تواند و نبايد نام علي را يدک بکشد.
از نظر امام علي (ع) حکومته بايد عيب پوش مردم باشد نه اينکه عيبهاي مردم را در بوق کند و اسرار آنها را فاش سازد .

                                                                      نقل از هفته نامه گرگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 1:6  توسط محمد رحیمی |